تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - خ تابان غربی.....
سه شنبه 5 مهر 1390

خ تابان غربی.....

   نوشته شده توسط: مژگان    

تا حالا  تنهایی وسط خیابان تابان غربی (جردن) ایستادی تا از خوشحالی گریه کنی؟؟؟؟؟ اصلا تا حالا از خوشحالی گریه ات گرفته؟؟؟؟؟؟ من 3 ساعت پیش تجربش کردم!..... اما  چند لحظه بعد که اومدم رو زمین یاد یک جمله افتادم: از خوشی های زندگی بسیار شادمان نشوید و از غم های آن هم بسیار اندوهگین نگردید !........ هرچی که طبیعت بخواد و به صلاحم باشه و لایقش باشم همون میشه :)


How do I stretch my Achilles tendon?
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:11 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your post. I wanted to write a little comment to support you.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 11:12 ق.ظ
Hi, every time i used to check webpage posts here early in the daylight, as i love
to learn more and more.
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 09:09 ب.ظ
Thanks to my father who shared with me concerning this website, this weblog is genuinely amazing.
mehran
شنبه 28 آبان 1390 08:31 ب.ظ
لعنت به طبیعت و ساز مخالفش
پاسخ مژگان : آره... بازم ساز مخالف زد... و هیچ وقت هم معلوم نشد که چرا نشد!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر