تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - مرجان.....هوشنگ ابتهاج(سایه)
چهارشنبه 30 تیر 1389

مرجان.....هوشنگ ابتهاج(سایه)

   نوشته شده توسط: مژگان    

سنگی است زیر آب

در گود شب گرفته دریای نیلگون

تنها نشسته در تک آن گور سهمنک

خاموش مانده در دل آن سردی و سکون

او با سکوت خویش

از یاد رفته‌ای ست در آن دخمه سیاه

هرگز بر او نتافته خورشید نیم روز

هرگز بر او نتافته مهتاب شامگاه

بسیار شب که ناله برآورد و کس نبود

کان ناله بشنود

بسیار شب که اشک برافشاند و یاوه گشت

در گود آن کبود

سنگی است زیر آب ولی آن شکسته سنگ

زنده ست می تپد به امیدی در آن نهفت

دل بود اگر به سینه دلدار می نشست

گل بود اگر به سایه خورشید می شکفت...


BHW
جمعه 25 فروردین 1396 12:48 ب.ظ
Good post. I will be facing some of these issues as well..
amir
شنبه 2 مرداد 1389 02:36 ب.ظ
salam webloge ghashangiiiiiiiiiiiiii dariii
khoshal misham ye sar be sie manam bezaniiiiiiiiiii
motmaenam pashimoon nemishiiiiiiiiiiiii
mersiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
sheraie in shamloo ham harf nadaran :D
mersi bazam
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر