تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - بس است دیگر
سه شنبه 31 مرداد 1396

بس است دیگر

   نوشته شده توسط: مژگان    

"خدایا پس کی تموم میشه؟"

چند بار این جمله رو تکرار کردم توی زندگی؟ پس کی تموم میشه کی تموم میشه؟ ولی تموم نمیشه انگار, همش ادامه داره, چند بار از ته قلب از خدا , زندگی, طبیعت و هر چه که هست خواستم تمومش کنه, اما تموم نمیشه, همش هست, آخه چرا تمومش نمیکنی خدایا؟ به چه کارت میاد اینهمه رنج افریدن؟ خودم که بی عرضه تر از این حرفهام که بتونم تمومش کنم, چی میخوای اخه؟ یه تغییر کوچیک حتا رخ نداد, هیچی نشد , چند سال گذشت؟ تمومش کن دیگه, نمیخوام این زندگی رو, خودت دادی زورکی, نمیخوامش خوب , نمیخوام, نمیخوام, بردار ببر,  درستش نمیکنی پس فقط تمومش کن ببر , بسمه, بسمه, بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی ...


بسم از هوا گرفتن که پری نماند و بالی

به کجا روم ز دستت که نمی‌دهی مجالی

نه ره گریز دارم نه طریق آشنایی

چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی

همه عمر در فراقت بگذشت و سهل باشد

اگر احتمال دارد به قیامت اتصالی

چه خوشست در فراقی همه عمر صبر کردن

به امید آن که روزی به کف اوفتد وصالی

به تو حاصلی ندارد غم روزگار گفتن

که شبی نخفته باشی به درازنای سالی

غم حال دردمندان نه عجب گرت نباشد

که چنین نرفته باشد همه عمر بر تو حالی

سخنی بگوی با من که چنان اسیر عشقم

که به خویشتن ندارم ز وجودت اشتغالی

چه نشینی ای قیامت بنمای سرو قامت

به خلاف سرو بستان که ندارد اعتدالی

که نه امشب آن سماعست که دف خلاص یابد

به طپانچه‌ای و بربط برهد به گوشمالی

دگر آفتاب رویت منمای آسمان را

که قمر ز شرمساری بشکست چون هلالی

خط مشک بوی و خالت به مناسبت تو گویی

قلم غبار می‌رفت و فروچکید خالی

تو هم این مگوی سعدی که نظر گناه باشد

گنه‌ست برگرفتن نظر از چنین جمالی


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر