تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - زُمختی
شنبه 20 خرداد 1391

زُمختی

   نوشته شده توسط: مژگان    

عجب هوای گندی ، مثه اینه که دارم توو سینک ظرفشوییِ پر از کثافت زیست می کنم، چرب و کدر و گرم.  با اینهمه، هوا و  بی خوابی و سردرد  بهونه ی درست و حسابی ای نمیشه واسه لا پوشونیِ دلتنگی آدم و بالاخره این دمل از یه جا  قلپی می زنه بیرون،  که ای کاش زودتر بزنه وگرنه منجر به یه بیماری مهلک میشه که درمانش به این سادگیا ممکن  نیست ، حتا با خوردن روزی 4 تا زلفت و دیازپام والیم 10 و ... بگذریم. اما راجع به این بیماری.  با لحن دیگه ای چکیده ای از این بیماری رو درپایین میارم  چون حتی اسمشم ترسناکه و شوخی بردار نیست، اسم این مرض "مرض زمختی" است:

از نشانه های توامان ظاهری و باطنیِ این مرض  خشکیِ پوست همراه با تعریق زیاد در ناحیه ی پشت گردن، عدم خلاقیت در مسایل روزمره ، ناتوانی در تحمل ابهام ، رویش پراکنده ی مو بر لاله ی گوش ،عجول و ترسو بودن در لفافه ی جدی بودن زیاد، کف پای خیلی گود، اعتماد افراطی ، نگاه ملتمسانه داشتن ،خصاصت  و نهایتا دل سگ داشتن همراه با  نارسیسیم نهفته است. افرادِ در معرضِ خطر  در بیشتر موارد کسانی هستند که دارای روحی حساس و پر جوش و خروش بوده و  ذاتا داری سر سودایی و دل شیدایی ولی  با مزاجی بلغمی هستند! بدین معنا که ماجرا  و خطر و زندگی ِ رها را  دوست دارند ولی آن مزاج لعنتی یا حتی  ژنِ مربوطه (و شاید حتی  نقص فیزیکی در پایین تنه) باعث میشود که با اولین مانع جا بزنند و  بترسند از "باختن" و تا بهشان می گویی فییییسسسس بهشان بر خورده و در میروندو مقاومتی ندارند. روند بیماری بدین صورت است که  در روزهای اولیه یِ  دلتنگی و آسیب ، در جان و پوست و روحی اگر باشد نطفه ی "زمختی "بسته میشود . قطعا در بدو امرفقط میزبان است که توانایی درک  زبری و نشانه های بیماری را  دارد  لذا اگر در همان مرحله  شخص اقدام به دفع آن نکند و جسورانه درد نکشد و اندوه را طی نکند آرام آرام در پوست و جان  و روحی اگر باشد زمختی ریشه می دواند. (در این مرحله قطره اشکی زلال مداواست ) در طی گذر زمان نهایتا با تخمریزیِ عاملِ این بیماری، اطراف قلب  دیواری کشیده می شود به بلندای قامت خود بیمار. (  در این مرحله بیماری توسط اطرافیان قابل تشخیص نیست.) قلبِ سالمِ شخص بیمار در کنج  دیوار، ترسو و شکاک بار آمده  و دنیاش تبدیل میشود به  نوعی بدتر از دنیای مُثُلی ای که افلاطون در تمثیل غار بدان پرداخت.  از آنجا که  به دستورِ قلب ، مغز ورودیِ جدیدی را نمی پذیرد و تمامی پردازشهای اطلاعاتیش بر اساس داده های هنگام شروع بیماریست لذا  تصمیمات  و قضاوت های بیمار معمولا با شکست همراه بوده و صرفا توانایی دید سایه های محیط و آدم ها را دارد نه واقعیت آن ها را پس به سادگی از هرنشانه ای می گذرد . و بدینگونه دل به تمامی  زنگار گرفته و در این مرحله  مر ضِ زمختیِ فرد  برای همگان  در دقایق اولیه قابل تشخیص است و ممکن است اطرافیانِ نزدیکتر به بیمار در این حیرت باشند  که "چرا هر چی به این آدم میگی نمی تونه  از قفس باید ها و تابو هایی که توو کُنه وجودش داره دست بکشه و ذهنش رو بکر کنه ".  و این میشود دردی که درمانش  فقط و فقط در  دستان هنرمندِ شخم زنی ماهر است که زندگی فرد را به تمامی شخم بزند تا برسد به دیواری که باید از دو طرف شکسته شود. از دو طرف!

---------------------

 ممکنه یه سری علایم رو داشته باشی ولی منظورم تو نیستی. فقط شاید در آستانشی. گفتم که حواست باشه!!!


How much does it cost to lengthen your legs?
شنبه 25 شهریور 1396 09:57 ب.ظ
Good info. Lucky me I recently found your blog by accident (stumbleupon).

I have book marked it for later!
cristalstambach.weebly.com
شنبه 14 مرداد 1396 10:06 ق.ظ
I don't even know how I ended up here, but I thought this post was good.
I don't know who you are but certainly you are going
to a famous blogger if you are not already ;) Cheers!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 01:42 ب.ظ
I am sure this article has touched all the internet users, its really really fastidious post on building up new web site.
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 12:04 ب.ظ
Hello, its nice paragraph about media print, we all be aware
of media is a fantastic source of facts.
BHW
یکشنبه 20 فروردین 1396 01:44 ب.ظ
It's remarkable to pay a quick visit this web site and reading the
views of all friends on the topic of this post, while I am also
keen of getting knowledge.
ahmad
چهارشنبه 24 خرداد 1391 12:32 ب.ظ
سوال اساسی تر اینه که چرا باید خوب شد؟!
پاسخ مژگان : تا دیگران و خودمونو عذاب ندیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر