تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - کنستانتین کاوافی
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391

کنستانتین کاوافی

   نوشته شده توسط: مژگان    

هرگز دوباره نیافتم آن همه را که چنان شتابان از دست دادم ...

چشمان شاعرانه، رخسار مهتابی ...


غروب هنگام در جاده ...

هرگز دوباره نیافتم _ آنچه که چنان شتابنده به دست آوردم

و چنین آسان از دست دادم


تا در زمانی دورتر،


در اندوهی گران،


به حسرتشان بنشینم


چشمان شاعرانه، رخسار مهتابی ...

هرگز دوباره نیافتم آن لبها را ...

                                      =====================

دریا، دریانورد را به ته کشید

مادرش، از ترس مباداهای سرنوشت

شمع بلندی روشن کرد پای مادر مقدس

گوش خوابانده به صدای باد

دعا می‌خواند که زودتر برگردد

 

مادر استغاثه می‌کند،

شمایلِ مغموم گوش می‌دهد

این زاری برای کسی است که برنمی‌گردد.

 کنستانتین کاوافی

 

 


What do you do for Achilles tendonitis?
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:42 ب.ظ
you're in reality a just right webmaster. The web site loading speed is incredible.
It sort of feels that you're doing any distinctive trick. Furthermore, The contents are masterwork.
you've done a great process on this subject!
http://courageousshell35.jimdo.com/
شنبه 14 مرداد 1396 10:15 ق.ظ
Hello to all, as I am truly keen of reading this blog's post to be updated regularly.
It contains good data.
رضا
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 05:09 ب.ظ
زیبا بود
مترجم؟
پاسخ مژگان : کامیار محسنین فکر می کنم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر