تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - خوب ترین حادثه می دانمت...
چهارشنبه 3 اسفند 1390

خوب ترین حادثه می دانمت...

   نوشته شده توسط: مژگان    

با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام

طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام

دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام

خوب ترین حادثه می دانمت
خوب ترین حادثه می دانی ام؟

حرف بزن! ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن، حرف بزن، سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام

ها به کجا میکشی ام خوب من ؟
ها نکشانی به پشیمانی ام

( بهمنی)


http://maynardgulling.hatenablog.com/
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 05:09 ب.ظ
Superb, what a weblog it is! This blog presents useful information to us, keep it up.
مهتاب
چهارشنبه 10 اسفند 1390 02:53 ب.ظ
خوشحالم که حالت خوبه

ممنون که به من سر زدی
مهتاب
چهارشنبه 10 اسفند 1390 02:52 ب.ظ
حرف بزن! ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام

حرف بزن، حرف بزن، سال هاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
رضا
سه شنبه 9 اسفند 1390 11:31 ب.ظ
دلخوش گرمای کسی نیستم
آمده ام تا تو بسوزانی ام

آمده ام با عطش سال ها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام

خیلی خوبه
پاسخ مژگان : خیلی!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر