تبلیغات
تنهاییم را با تو قسمت می کنم......سهم کمی نیست! - فریاد....
شنبه 8 بهمن 1390

فریاد....

   نوشته شده توسط: مژگان    

مشت می‌کوبم بر در
پنجه می‌سایم بر پنجره‌ها
من دچار خفقانم، خفقان! من به تنگ آمده‌ام، از همه چیز
بگذارید هواری بزنم،
-آآآآآآی!
با شما هستم!
این درها را باز کنید!
من به دنبال فضایی می‌گردم،
لب بامی،
سر کوهی،
دل صحرایی
که در آنجا نفسی تازه کنم.
آه!
می‌خواهم فریاد بلندی بکشم
که صدایم به شما هم برسد.
من هوارم را سر خواهم داد،
چاره درد مرا باید این داد کند.
از شما خفته‌ی چند،
چه کسی می‌آید با من فریاد کند؟

فریدون مشیری


deenawalczyk.hatenablog.com
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 02:34 ب.ظ
Good info. Lucky me I discovered your blog by chance (stumbleupon).
I have book marked it for later!
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:54 ب.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing
this post and also the rest of the site is also really good.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر